صبح جمعه همه دارن آماده میشن واسه صبحونه و شیرین خانم هم هنوز تو رختخوابه.
مامان- شیرین ن ن . . .
شیرین- بله . . . من خوابم میاد هنوز ز ز ز
مامان- بیا این یاکریمه جلوی در هال رو بردار ببر بذار جلوی باربکیو جلوی گندما این جا در هال گرمه تو بالکن نشسته.
- جرا من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
- پس کی ؟ ؟ تو که می دونی خواهرات با جک و جونور میونه ای ندارن. دستکش یه بار مصرف بکن دستت یه موقع درد و مرضی نداشته باشه.
بنده هم مطیع. دستکش کردم و با چشای نیمه باز رفتم بیرون و حیوون رو برداشتم دیدم مرده .
- مامان ن ن ن ن . . . اینکه مرده.
- اااااااااااااااااااا گفتم یه چیزیش هست. حالا همونو ببر بذار تو سطل آشغال بیرون.
بنده هم تشییغ کردم و برگشتم و مستقیم فرستادنم توالت که دستامو بشورم و بشنیم ولی فکر می کردم ما 3 تا خواهر چقدر تفاوت های اساسی با هم داریم.
من از حیوونای اهلی ترسی ندارم خوشمم میاد ولی خواهرا اصلا و ابدا.
بنده مهارت آموزیم خیلی ضعیفه ولی خواهر کوچیکه خیلی خوبه تو اینجور چیزاااا
خواهر وسطی خیلی باهوشه و مطلغ از امور علمی و تکنولوژیک و بسیار حتی بی عرضه تر از من در مهارت آموزی.
خواهر وسطی فوقالعاده گند اخلاق تر و تند تر از من . من کمی غر غرو و استانداردی و خواهر کوچیکه اصلا و ابدا. صدایی ازش نمی شنوی . واسه خودش صبح تا شب تو اتاقش خوشه.
من اهل تلویزیون و فیلم و سفرهای تفریحی ولی بدون زحمت
وسطی کتاب خون و اهل مخاطره و سفرهای اکتشافی
کوچیکه حتی نمی دونم اهل چیه ولی کاملا خونه نشین. از خونه بودن لذت می بره اخیرا مامان به شدت نهضت از خونه بیرون کنی در پیش گرفته واسه خواهر کوچیکه.
قیافه هم که نگوووووووووووووو هیچ ربطی به هم نداریم.
بنده چشم و ابرو مشکی و پر مو و کله کم پشت و فر گاهی وززززز قد متوسط و تپلی
وسطی بورررررررررر چشم عسلی سفید ابرو زرد و موهای لخت بلند و پر نه خیلی لاغر
کوچیکه زردمبو خیلی کم مو گاهی بی مو پیشانی بلند موهای بسیار سنگین و پرپشت و بسیار خوش حالت باریک و بلند متمایل به دراز
جل الخالق چی آفریدی ؟ ؟ !!!!
فتبارک الله احسن الخالقین